zondag 19 augustus 2007

reconstruction

در فاز جديدي قرار گرفتم......تكه هائي از هم جدا خود را حس ميكنم.....پازلي كه به خوبي ميدانم هر تكه را كجا قرار دهم .حداقل دراين باورم كه جاي هر يك را ميدانم.ولي در حيرانم كه چرا به بازسازي خود دست نميزنم.ترس؟! تنبلي؟! باور به خود نداشتن؟! ديد پوچ انگاري كه هميشه در من بوده؟! كداميك مانع از ساختارسازي و بازسازي من اند؟!
....به بلوغ خاصي رسيده ام ....دراين شكي نيست....بجنب زن

Geen opmerkingen: