tell me, enigmatical man, whom do you love best, your father, your mother, your sister,or your brother? I have neither father,nor mother, nor sister, nor brother.
your friends? now you use a word whose meaning i have never know. beauty? I could indeed love her, were she a Godess and Immortal.
Gold? I hate it as you hate God
Then what do you love, extraordinary stranger? i love the clouds,,,,the clouds that pass,,, up there..up there...the wonderful clouds!
البته اينان نسبت به محيط زيست و زندگي فرديشان بسيار مسئولانه تر برخورد ميكنند اما تلاششان براي جدا كردن خود از اين سيستم با هي پي ها مشابه است. اي كاش تب اين جنبش نيز بالا ميگرفت و بسياري خود را از اين هيستري مصرف و اشباغ آزاد ميكردند
آخر با چه نگرشي ميتوان اين واقعيت تهوع انگيز را توجيه نمود كه با غذاهائي كه بدور ريخته ميشود به راحتي ميتوان انسانهاي گرسنه روي زمين تغذيه نمود. . اين فقط ساده ترين فكت تاريخ سياه عصر ماست .بگذريم از فروش اسلحه و شكاف مضحك ثروت و بلائي كه بر خانه ما ؛زمين ميرود
همواره تماس با آدمهاي بسيار نابكار خوشايندم بوده وهست....شبي چون كودكي به گريه آمد و با هق هق ازاينكه مجبور شده بود زن و كودكاني را به بابت نپرداختن بدهيشان از خانه شان بيرون كند بسيار اظهار شرمساري و رنج نمود...اشكهايش دروغين نبودند اما همين
اشكها نشان از لذتي بود كه در لحظه تخته كردن خانه آن زن برده بوده