zondag 4 oktober 2009

پشت دروازه بهشت

اصطلاحاتي كه در فرهنگ جامعه شناسي و روانشناسي غرب سريع رواج پيدا ميكنه نشاني از اسطوره اي كردن علم و دانش دنياي كنترل كننده امروز نيست؟ يا به تعبيري در خدمت گرفتن علم و توجيه هر پديده اي با علم از براي "غول سرمايه داري "نيست؟
ديشب داشتم يك فيلم مستند ساخت كانال بلزيك تماشا ميكردم در خصوص ضرز و زيان اشعه جي اس ام كه سالياني است از اول پيدايش آن درموردش بحث بوده و گرچه تحقيقات به روشني اين را ثابت كرده ولي چون هميشه با چوب سحرآميز" كنترل" و "سود" نتايچ تحقيقات را بر پرده ابهام باقي گذارده

straling refugees,,,,,electro sensivity


از آن اصطلاحاتي است كه در اين فيلم مطرح ميشه. افرادي كه براي فرار از تحت كنترل بودن به يك زندگي منزوي دردل جنگل پناه ميبرند.واقعا اين سحر كنترل و سود تا به كجا قدرت جادوئي اش را بر انسان پيش خواهد برد؟! سئوالي كه گمانم همگي به گونه اي سحر شده فقط در انتظار پاسخ آنيم بي آنكه خود در باطل كردن اين چوب سحر قدم برداريم

zondag 6 september 2009

هم نفس

پائيزي دگر در راه است.دوستش دارم. اختلال كابوس گونه اي كه با بربريت تمام بر گردش طبيعت روا ميدارند....ميلي را در من ناقوس مي زند. مي طلبم همراه با اضطرابي ...بودن در محيطي كه پيوسته " پيوند" را برگوشم طنين اندازد. پيوند با اين گردش اسرارآميز

گاه خود را بزدلي مي يابم كه براي چشم بستن بر دردها و آشفتگي ها؛ مي طلبم كز كردن در چائي كه چشم بربندم بر آنچه بر ما مي آيد

zaterdag 29 augustus 2009

سركوب جان

صبح دم چشم گشوده از شهوت" شدن".....كفي برسنگفرش مستراح.....
بي نگاهي به آينه....سنگيني تحقيرش ....خالي از جربزه اي ......خيره بر تيغ و قيچي
تكرار ...كابوسي از جنس بيداري ....رنگي بر تمامي
....يك استفراغ سير....يك مسواك حسابي

woensdag 12 augustus 2009

اظهار نظر

چنان به تعفن و گنديدگي اين ديكتاتوري رسيده كه تنها از درون قادر به انفجار و نابودي است.

قبل از آنكه جناح مقابل حكومت خود نيز طعمه اين مافياي خون آشامي كه زائده خود آنان است ؛ شود؛ مي بايست به دست خود اين جناح به شيوه خود آنان (‌با دستان خونين) آنان را ريشه كن سازند. دربه كار گيري اين شيوه نيز تجربه به اندازه كافي هم كه دارند

چرا كه جوانان و دلبندانمان به يك بلوغ فردي رسيده اند كه همچون نسل احمق ما به شكل گله اي وارد ميدان نمي توانند بشوند البته اين بلوغ فردي اينان براي جيران حماقتهاي نسل قبلي لازم است . هرچند كه اين فرديت در جوامع مدرن به بن بست رسيده ولي در جامعه ما گذري است ضروري و اجتناب ناپذير به گمان من

maandag 3 augustus 2009

حزن

سرزمين ام ...روح بزرگ ام ....تا به كي نبردي را بر خود سنگين كني؟....... دلاور مردان جوان با سبز زره يكطرفه ازسوئي .....قوم عقيمان ....آراسته به پريده رنگي كه هيچ رنگي را بر تو نمي تابانند ازطرفي! ومتجاوزان...متجاوزاني كه در توهم تملك تو!‌....روح من!

vrijdag 5 juni 2009

شعر 45 سالگي

my soul says : you are ageless
my mind says : you are 18 years girl
my body,,,what!? ....I cant hear you!

woensdag 3 juni 2009

رقص 45 سالگي

مرا در جائي كه بايد باشم درياب
مرا رهبرباش و ياري رسان
سپاس ازآن تك جرقه هائي از حقيقت كه در سفرم تاكنون بر من روشن نمودي
.........
چه هيجاني است حس آنكه درپروسه بلوغ به جاده اعتماد پا گذاري...اعتماد به پيوندي ناگسستني ات با هستي